تبليغاتX
سنگ را ستاره ها ماهی می کنند - از طرف: من!

سنگ را ستاره ها ماهی می کنند

گلپری من!

 

"روزها می گذرند

زود تر از آنکه به خیالت سرک بکشند

نفس عمیقی قورت بده

کمی تا سراشیبی فاصله است..."

۱۸ بار دور می زنم

۱۸ کوچه را

۱۸ بار سرم گیج می رود

عصر جمعه ی خرداد است

زیر باد کولر دراز کشیده ام و برای آفتابی که سرک کشیده از لای پرده زبان درازی می کنم.

۱۸ امین بار است که می خوانمش:

"فوت کن شمع های سپیدت را
اوج می گیریم سبک
مثل بالای دودی شمع ها
و جیغ هایی که همه 18 ساله اند!!"

راه می روم دور اتاق

پرده را مثل شنل دورم می گیرم یعنی من شاهزاده ام.

می چرخم و می چرخم همانقدر که خورشید چرخیده است و من سوارش بودم.

بیا جشن بگیریم به رسم دنیای رنگین کمانی

این شعر مرا پر از ۱۸ سالگی می کند:

"گاز بزن

کیک زندگی را

هدیه دنیا را تکان بده

کنار گوش ات

و حدس بزن آسمان را

شمع ها را اما

فوت نکن

نفس کم می آوری!"

 

+ نوشته شده در  88/03/08ساعت   توسط افروز ارزه گر