فکر می کنیم دروغ بود
فکر می کنیم شایعه
فکر می کنیم : نه نمی شود٬ نه!
بعد زجه های مادرش همه چیز را واقعی می کند.
گریه هایش٬ لرزیدنش می چسبد گوشه ی ذهنمان.
نه! با یک "الله اکبر" بمیرد؟
فکر می کنیم دروغ است.
فکر می کنیم شایعه است.
دلمان می خواهد بمیرند پلیس های سیاه دورتا دور مسجد.
رهایش نمی کنند چرا؟
تنفر نگاهمان را می ریزیم توی صورتشان.
باز زجه می زنند؟
آرامتر! یعنی داغ تر! یعنی دیروز بود امروز نیست!
تیر می خورد صورت الله اکبر روی پشت بام...